ته تنهایی همینجاست
خودم با خودم آشتی میکنمخودم با خودم هی بهم میزنم
من اونقدر تنها شدم بعدِ تو
که با سایه ام اینجا قدم میزنم
بدون بهونه بدون دلیل
برای خودم عطر و گل میخرم
مثله آدمایی که دیوونن
صدات میکنم اسمتو میبرم
ته تنهایی همینجاست که میگن
این همون آخر دنیاست که میگنخودم با خودم زندگی میکنمخودم میگم و هی خودم میشنوم
دلم خیلی از دست دنیا پُره
صدای تورو دیگه کم میشنومخودم با خودم درددل میکنم
تا از گریه از غصه خوابم بره
میدونم نمیفهمی تو این اتاق
چقدر زندگی بی تو سخت میگذره
ته تنهایی همینجاست که میگن
این همون آخر دنیاست که میگن
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم مرداد ۱۳۹۲ ساعت 21:51 توسط سعیده
|
دلم می نالد از درد جدایی خدایا چاره ای صبری و راهی