عشق اگر روز عزل در دل ديوانه نبود

تا ابد زير فلك ناله ي مستانه نبود

نرگس ساقي اگه مستي صدجام نداشت

سرهر كوي و گذر اين همه ميخانه نبود

من و جام مي ودل نقش تودر باده ي نو

خلوتي بود كه در رهه بيگانه نبود

كاش آن تب كه تورا سوخت مرا سوخته بوووود 

به فداي تو مگه اين دله ديوانه نبود

به فداي تو مگه اين دل ديوانه نبود؟