پناهم ميدهي امشب؟؟؟
سلام ای چشم بارانی ! پناهم می دهی امشب ؟
سوالم را که می دانی ! پناهم می دهی امشب ؟
.
منم آن آشنای سالیان گریه و لبخند
و امشب رو به ویرانی ، پناهم می دهی امشب ؟
.
میان آب و گل رقصان ، میان خار و گل خندان
در آن آغوش نورانی ، پناهم می دهی امشب ؟
.
دل و دین در کف یغما و من تنها و من تنها…
در این هنگام رو حانی ، پناهم می دهی امشب ؟
.
به ظلمت رهسپار نور و از میراث هستی دور
در آن اسرار پنهانی ، پناهم می دهی امشب ؟
.
رها از همت بودن ، رها از بال و پر سودن
رها از حد انسانی ، پناهم می دهی امشب ؟
.
نگاهت آشنا با دل ، کلامت گرمی محفل
تو از چشمم چه می خوانی ؟ پناهم می دهی امشب ؟
الهی،عاشقم مَستم،دل از،غیرِ ِتوبُگسَستم
به درگاهت،تهی دَستم،پناهم می دهی امشب
غَفورا،بَرگُنَه کاران،تودادی مژده بَرغُفران
همینم هرچه که هستم،پناهم می دهی امشب
نگه کُن چشمِ خونبارم،خطاگربوده کِردارم
سرِ ِکوی ِتوبِنشَستم،پناهم می دهی امشب
به سویت آمدم گاهی،چوبنده،بَر دَر ِشاهی
اگرچه توبه بشکستم،پناهم می دهی امشب
شعر: از خودم
دلم می نالد از درد جدایی خدایا چاره ای صبری و راهی