مهم نيست كه شانه هايت تجسم است و آغوشت خيال! همه ی يادت اينجاست

 نگاهت ... صدايت ... خنده هايت ... ديگر چه مي خواهم؟ هيچ! دستانت را در

 دستهايم جا گذاشتی نگاهت را در نگاهم و خيالت را در خيالم... و من آرامم ...

 آرام تر

 از هميشه